نگین انگشتر (روستای گرمه)
ادبی
پیام آشنا
بهار آمد و فر و فرح فراز آورد گل و بنفشه که دی برده بود باز آورد
خدیو لاله به سر تاج دلفروز آمد درفش فتح و ظفر سرو و سرفراز آورد
عروس گل به سر حجله گاه ناز آمد به شور و غلغله مرغان نغمه ساز آورد
به سرو ، فاخته گلبانگ شادکامی زد تذرو ، تاخته پیغام اهل راز آورد
به شاخ و برگ نهالان گل وزید صبا دل فسرده ما را باهتزاز آورد
گشود سبزه به دست نیاز ، دامن شوق شکوفه عشوه ببارید و سرو ، ناز آورد
چمن ز جام شقایق شد آنچنان سرمست که تاخت بر فلک و بر ستاره تاز آورد
صبا بطره سنبل به مویه بوسه زنان ز دستبرد خزان شکوه ای دراز آورد
سپیده دم که گلم بوی آشنا میداد صبا پیامی از آن یار دلنواز آورد
مگر به حال منش سوخت دل تعالی الله که آتش دل ما سنگ در گداز آورد
به خاک تربت حسرت سرشته محمود صبا شمامه یی از طره ایاز آورد
شها دریغ که فرمان تَرک تاز تو ، باد به ترک خان من از برق تُرکتاز آورد
عجب که قهقه شوق ، کبک مسکین را شکار پنجه خونین شاهباز آورد
حقیقت است در آییین شهریار ای ماه اگر چه جلوه در آیینه مجاز آورد
نظرات شما عزیزان:
پیوندهای روزانه
پيوندها
|
|||
![]() |